ماجروی اقوی همساده

دسترسی سریع

براي صحبت با مدیر سایت
!کليک کنيد
قوانين نويسندگي در سایت ما
!کليک کنيد
کمک مالي و نقدي جهت بهبود سايت
!کليک کنيد
حمایت بنری از سایت
!کليک کنيد
براي پرسيدن سوالات خود با اين شماره تماس بگيريد: (----------------)
تبليغات ...

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
بازدید : 614 | نویسنده : |

 آقو ما چشمون رو به دنیا وا کِردیم دیدیم یِی بابایی داریم سیبیل کلفت با 4 تا کاکو.

آقو اینا 5 تاییشون وایستاده بودن بقدری از ریخت من اینا حالشون بد می شد که نگو آآآ.

همزمان با ما آقو یِی گربه ای هم تو همسایگی پا به دنیا گذاشته بود.

آقو کل 2سال اول زندگی ما ای شیرا رو می دادن به ای گربه او.

اگه شما بگی یِی قطره ای شیر تو دهن ما چکوندن نچکوندن آآآ.

یعنی تو دو سال اول یه ذره کلسیم اگه به بدن ما رسید نرسید

تمام استخونام پوکه داغونم آآآ له له اصن سر ای جریان.

من خودمم ای اینقدر سوال شده برام یعنی کل روزهایی که از زندگیم گذشته آ

من هر روز از خودم می پرسم چرو من آخه چرو من؟

بعد می رم تو خودم آقو یک افسردگی می گیرم

یک خورد می شم تو خودمااااا. له می شم آآآ داغون می شم آآآ






می پسندم نمی پسندم
برچسب ها : ,

پنج شنبه 3 مهر 1393 -18:2 نظرات()
مطالب مرتبط
    نظرات
    برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید
    نام
    آدرس ایمیل
    وب سایت/بلاگ
    :) :( ;) :D
    ;)) :X :? :P
    :* =(( :O };-
    :B /:) =DD :S
    -) :-(( :-| :-))
    نظر خصوصی

     کد را وارد نمایید:

    آپلود عکس دلخواه: